
...............................
![]()
![]()
![]()
..............................
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:غریب فاطمه در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
مداحی![]()
نرم افزار![]()
انتی ویروس![]()
کلیپ موبایل![]()
برنامه موبایل![]()
عکس![]()
تم![]()
ویندوز![]()
حضرت محمد(ص)![]()
امام علی![]()
حضرت زهرا![]()
امام حسن![]()
امام حسین![]()
امام رضا![]()
صاحب الزمان![]()
آيا ابن ابي الحديد،شيعه بوده است ياسني معتزلي؟
آيا آيه تطهير شامل زنان پيامبر هم مي شود؟
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ابوبكر و عثمان گذاشت؟
آيا امام علي عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع ميدانست؟
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارۀ حرمت آزار و اذيت فاطمه زهرا(س) آمده؟
........ من کشته شده ای خواهم بود که یاد نمی کند مرا مومنی الا اینکه می گرید ...........

این فریاد بلند معرفت است که صدای دروغهای تاریخ برای نشنیدن ان بلند است. این صدای اشک استء اشک عزاء اشک غربت ءهمان اشک معرفتی که می خواهند از من بگیرند.
دوباره محرم شده فصل باریدن عشق .
فصل عاشقی استء فصل اشک است. نمی بینی اسمان خون می گیرد. دلم تنگ کربلاست بگذارید گریه کنم
.بگذارید اشک ها بر زینب سلام الله علیها سلام کنند . دلت که شکست سلام برقلب زینب صبور. سلام بر اشک های زینب سلام الله علیها که محشر عشق اند .و در سوگ عشق همراه دل زینب سلام الله علیها باید گریست .
باید در غم عشق ضجه زد .تا عزادار بود و عزادار خریدار عشق است. پس می گریم نه برای یک گذشته ی تاریخ می گریم نه برای دیروزی که فراموش شده بلکه برای روزی می گریم که روح ایام است که عقل را در وادی حیرت مست کرده می گریم تا حیات را در اشک ها جستجو کنم.
از اغاز افرینش با ادم در بهشت می گریم با یحی علیه السلام سر به بیا بان می گذارم .با موسی علیه السلام در میقات و طور برای حسین می گریم ..
با محمد صلی الله علیه و اله در معراج و با علی علیه السلام در محراب برای حسین می گریم با زینب سلام الله علیها در قتلگاهء گاه وبیگاه برای حسین می گریم
با اسمان خون می گریم با سنگ ها خون می گریم با سرمایه ی اشک هر صبح وشام با منتقم خون حسین می گریم
در صف محشر بلند می گر یم ولی گویی گریستن هم جرم است اشک ها هم بدعت شده اند چرا که در بازار ریا کسی صورت های غمگین اشک الود را خریدار نیست.
لباسهای مارک دار رنگارنگ زیبا خریدار دارد نه پیراهن های سیاه گلی نه پیرا هن های پاره نه پا های برهنهء مردم چهره های خندان می خواهندءخنده از جهل و مستیء نه گریه ی بلند معرفت نه اشکء گوشها اواز و ترا نه پاپ و تکنو و رپ می پسندند نه نوحه و روضه وشور.
صدای دیجی فلانی و فلانی با عکس و پو ستر...نه فلان مداح..کلاس تکنو ورقص در شهر حلال است . علم و بیرق و طبل نه ء کتل و تعزیه نهء اشک عزا نهء بوی غربت عزادارانء محرم را پر کرده..
انگار یادمان رفته که خدا هستی را بر محبت اهل بیت علیهم السلام خلق کردهء انگار میان همه حلال های شهر فقط عزاداران سید الشهدا حرام است..
روضه می گیری می گویند چقدر گریه؟چه قدر اشک ؟
سینه می زنی می گویندء با دست ارام به سمت راست سینه ات بزن مبادا به قلبت فشار بیاید.
تغزیه می گیری طبل می زنی.............
طبل می زنیم تا بی خبران بپر سند چه خبر است . تا بگوییم ماه ماتم رسیده است . تا بگوییم حرام خوران عالم ریختن خون حسین را حلال دانسته اند . تا بگو ییم زندگی بی عشق حسین حرام است و این همان معنی است که ابتدا و انتهای سال از محرم شروع می شود و به محرم پا یان می پذیرد پس مردم در حلا ل و حرامتان بیشتر بنگرید .

هم نوا با امام زمان(ع).......................
جد بزرگ وار و غریبم اگر روزگار مرا به تاخیر انداخته و مقدرات مرا از یاری ات دور کرده و با کسانی که با تو کار زار کردند در نبرد و جنگ نبودم و با کسا نی که با تو دشمنی و ستیز کردند ستیز نکردم . پس صبح و شام برایت ندبه می کنم و به جای اشک خون می گیرم
بحارلانوارجلد 98ءص317-0328
[+]
نوشته شده توسط پوریا زارع در 16:21
|
|

[+]
نوشته شده توسط پوریا زارع در 9:13
|
|
سخنراني منتشر نشدهاي از مرحوم حاج قدرت الله لطيفي (ره)
[+]
نوشته شده توسط پوریا زارع در 16:22
|
|

اى نسیم سحر آرامگه یار كجاست
منزل آن مه عاشق كش عیار كجاست
هرسر موى مرا با تو هزارانكاراست
ماكجاییم و ملامتگر بى كار كجاست
ساقى و مطرب و مى،جمله مهیاست ولی
عیش، بى یار مهیا نشود یار كجاست
.......................................
همه هستى ام را كه ذرهاى از لطف بى نهایت اوست، خاك قدمت كردم، شاید بیایى و نفسى بر این خاك تیره ، پاى عنایت گذارى. آنگاه است كه چشمان همیشه منتظر نرگس، توتیایى خواهد یافت كه جهانى را تواند روشنى بخشد و قافله هستى را راه نماید.
اى مهربانترین! ببین كه از اشك، سرشارم؛ ببین كه مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر مى زند؛ ببین كه دستان نیازمند، جز در آستان تو اجابت را نمى یابد. پس بیا و شب هاى تنهایى دلم را كه در هر گوشه آن هزار یلدا خفته است، ستاره باران كن.
اى جانان جان! از فیض نگاه توست كه عشق در خانه قلبمان مى تپد، و رود زندگى در رگ هاى عمر، جارى است.
ترنم عاشقانه ترین كلاممان، موسیقى آرام نام توست، كه به تار هستى، زخمه شوق مى زند و آهوى عاشقى را چابك تر از همیشه به هر سو مى برد.
اى همیشه سبز! چشم به راه آمدنت، در جاده هاى سرد انتظار، ره مى پیماییم. شاید آینه اشكمان نیم نگاهى از رخ مهتابى ات را حسرت به دل نماند.
اى سرخترین سپیده! مهر خونین چشمانمان در انتظار صبح صادق دیدار توست كه هر بامداد سر بر مى كند، تا شاید دراین بى نهایت اندوه، نشانى از تو بجوید، كه بى تو راه گم كردگانیم در این حیرت. اى وارث لب تشنگان! تشنه دیدار توایم و سال هاست كه جز سراب هزار رنگ دنیا، اجابتى به خود ندیدهایم.
بیا كه كام عطشناك زندگى در انتظار زلال حضور تو به تمنا نشسته است.
در رؤیایى ترین شب هاى دل، نام تو آذین تنهایی هاى بى پایان ماست. اى بهترین همیشه و اى همیشه بهترین! انجماد ذهن خسته من، شعاعى از تو را مى خواهد تا زمستان زندگى را از طراوت بهار تو لبریز كند.
اى تمام زیبایى! عشق تنها با تو معنا مى شود و دلدادگى، كودك نوآموز دبستان كوى توست.
تو جانى و همه خوبی هاى عالم، كالبد.
تو بهارى و همه فضیلت ها، چون شاخه هاى تودر تو، تو را انتظار مى كشند.
اگر هنوز آیین مهرورزى غبار خاموشى نگرفته است، چون مهر رخ تو برآیینه ها مى تابد. اگر هنوز امیدى است، چون گرماى نفس تو چون نسیم بهارى، جان مى بخشد و شكوفایى مى آورد.

تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مى داریم كه كودكان مهر مادر را.
تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مى داریم كه تن، جان را.
تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مى داریم كه یعقوب، یوسف را.
تو را و میلاد تو را همیشه از همه دوست داشتنی ها، بیشتر دوست مى داریم.
[+]
نوشته شده توسط پوریا زارع در 18:33
|
|

[+]
نوشته شده توسط پوریا زارع در 11:11
|
|